می‌بست عهدِ الفت و می‌گفت زیرِ لب

می‌بست عهدِ الفت و می‌گفت زیرِ لب
ڪاین شمع بین، معاملہ با باد می‌ڪند
#عجزے_تبریزے
دیدگاه ها (۴)

با کلیدی اگر می‌آییتا به دست خود از آهن تفته قفلی بسازمگر با...

دلبر صنمی‌شیرین شیرین‌صنمی دلبرآذر به دلم برزد ...

بہ ڪجا مے روے اے علت باریدن شعراندڪے صبر غزل بے تو دلش مے گی...

ضآن طبیبی که مرا دید درِ گوشم گفت:"درد تو دوری یار است, به آ...

سلام ما به محرمبه غصه و غم مهدی(عج)🥀اصلا #حسین جنسِ غمشفرق م...

ساعت ۱۹:۵۶باد عصر به صورتم میخورد .چشمامو یکم‌ می‌بندم ، باد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط