خیابان‌ها را، عابرها را، نشستن در ایستگاه‌های اتوبوس و مت

خیابان‌ها را، عابرها را، نشستن در ایستگاه‌های اتوبوس و مترو و قدم‌زدن های بی‌مقصد را؛
آهسته آهسته قدم زدن در باران پاییزی،
تمام شهر را گشتم دنبالت، آنقدر گشتم که خودم راهم گم کردم، میان انبوهی از دلتنگی و تنهایی و شلوغی!

#مهدیه_مهان
دیدگاه ها (۱)

کم حوصِله اممثل گـلیاوّل پاییز#علیرضا_بدیع

یادمان باشد که؛کوچکترین امید دادن به کسی،شاید بزرگترین تغییر...

نه نثر، نثر خواهد بود و نه شعر، شعر اگر آهسته زیر لب بگویی: ...

محبوبمدوست داشتنو بیشتر از آن،عشق،نمکِ این جهان است#محمد_صال...

📖 وارثان سکوت🕯️ فصل دوم: نامه‌ای در حاشیه کتابقسمت اولصبح رو...

_𝑯𝒐𝒏𝒆𝒚 𝒂𝒏𝒅 𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅_○پارت دوم : بی‌اهمیت~-نوآامروز هم برای نوآ¹...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط