بگو به عقربه ها موقع دویدن نیست

بگو به عقربه ها موقع دویدن نیست
که شب همیشه برای به سر رسیدن نیست

به خواب گفته ام امشب که از سرم بپرد
شبی که پیش منی، وقت خواب دیدن نیست

من از نگاه تو ناگفته حرف می خوانم
میان ما دو نفر گفتن و شنیدن نیست

نگاه کن به غزالان اهلی چشمم
دو مست رام که در فکرشان رمیدن نیست

بگیر از لب داغم دو بیت بوسه ناب
همیشه شعر سرودن که واژه چیدن نیست

برای من قفس از بازوان خویش بساز
که از چنین قفسی میل پر کشیدن نیست

تو آسمان منی؛ جز پناه آغوشت
برای بال و پرم وسعت پریدن نیست
دیدگاه ها (۲)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴³(نایون+...

پارت ۱ ویو ا.ت موهام رو با کلیپس قهوه ای رنگم بستم و شروع کر...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

تو آسمان منی بگو به عقربه ها موقع دویدن نیست که شب همیش...

تو آسمان منی بگو به عقربه ها موقع دویدن نیست که شب همیش...

بگو به عقربه ها موقع دویدن نیستکه شب همیشه برای به سر رسیدن ...

بگو به عقربه ها موقع دویدن نیستکه شب همیشه برای به سر رسیدن ...

بگو به عقربه ها موقع دویدن نیستکه شب همیشه برای به سر رسیدن ...

بگو به عقربه ها موقع دویدن نیستکه شب همیشه برای به سر رسیدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط