آشفته دلان را هوس خواب نباشد

آشفته دلان را هوس خواب نباشد

شوری که به دریاست به مرداب نباشد

هرگز مژه برهم ننهد عاشق صادق

آنرا که به دل عشق بود خواب نباشد

در پیش قدت کیست که از پا ننشیند

یا زلف تو را بیند و بیتاب نباشد

چشمان تو در آینه ی اشک چه زیباست

نرگس شود افسرده چو در آب نباشد

گفتم شب مهتاب بیا نازکنان گفت

آنجا که منم حاجت مهتاب نباشد

************
مهدی سهیلی
دیدگاه ها (۴)

چشــم فـروبسته اگـــر وا کنـــی در تـــو بـــود هـــر چـــه ...

..NH ما گشته‌ایم، نیست، تو هم جست‌وجو نکن آن روزها گذشت، دگر...

تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیستغم تو هست ولی غمگسار باید ...

باز در چهرهٔ خاموش خیالخنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و ...

آشفته دلان را هوس خواب نباشد شوری که به دریاست به مرداب نباش...

آشفته دلان را هوس خواب نباشدشوری که به دریاست به مرداب نباشد...

آشفته دلان را هوس خواب نباشدشوری که به دریاست به مرداب نباشد...

آشفته دلان را هوس خواب نباشدشوری که به دریاست به مرداب نباشد...

آشفته دلان را هوس خواب نباشدشوری که به دریاست به مرداب نباشد...

آشفته دلان را هوس خواب نباشد شوری که به دریاست به مرداب نبا...

آشفته دلان را هوس خواب نباشد شوری که به دریاست به مرداب نبا...

آشفته دلان را هوس خواب نباشدشوری که به دریاست به مرداب نباشد...

آشفته دلان را هوس خواب نباشدشوری که به دریاست به مرداب نباشد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط