سرویس امنیتی دیمن پارت پنچم
سرویس امنیتی دیمن پارت پنچم:
کوکوشیبو وارد مغاره شد و سلام کرد .
کوکوشیبو:راستی چرا شیرینی ها سوخته بودن؟
یوریچی:چون اون حقوق تورو بهت نداده بود
کوکوشیبو:شیرینی دانمارکی داری؟
یوریچی:معلومه که دارم . یبا این هم از شیرینی
کوکوشیبو:ممنونم
کوکوشیبو در حال رفتن یه سازمان بود که دید یوریچی داره باهاش میاد
کوکوشیبو:یوریچی چرا داری با من میای؟
یوریچی:آخه تو داداش منی♡
کوکوشیبو:ولی مغازت
یوریچی:بابا ولش کن
توی راه یوریچی سوال های عجیبی میپرسید مثل:
شیرینی برای کجا میخوای؟
چرا خورشید پشتش به ماست؟
چرا باقالی داریم ولی با موکت نداریم؟
چرا مدرسه داریم ولی مدرچهار ندارم؟
و رفتن و رفتن تا به سازمان رسید ن
کوکوشیبو وارد مغاره شد و سلام کرد .
کوکوشیبو:راستی چرا شیرینی ها سوخته بودن؟
یوریچی:چون اون حقوق تورو بهت نداده بود
کوکوشیبو:شیرینی دانمارکی داری؟
یوریچی:معلومه که دارم . یبا این هم از شیرینی
کوکوشیبو:ممنونم
کوکوشیبو در حال رفتن یه سازمان بود که دید یوریچی داره باهاش میاد
کوکوشیبو:یوریچی چرا داری با من میای؟
یوریچی:آخه تو داداش منی♡
کوکوشیبو:ولی مغازت
یوریچی:بابا ولش کن
توی راه یوریچی سوال های عجیبی میپرسید مثل:
شیرینی برای کجا میخوای؟
چرا خورشید پشتش به ماست؟
چرا باقالی داریم ولی با موکت نداریم؟
چرا مدرسه داریم ولی مدرچهار ندارم؟
و رفتن و رفتن تا به سازمان رسید ن
- ۱.۸k
- ۰۷ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط