مسافر بی بدرقه من

مسافر بی بدرقه من
آنقدر بیصدا رفتی که از وداع جا ماندم
باز به غیرت چشمانم
که آبی پشت سرت ریختند…
دیدگاه ها (۱)

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه ، ا...

شنیدی میگفتن آخردنیاس؟ حالاکه آخردنیا نشد! فرض کنیم امروز او...

بگــذارید و بگــذرید ، ،ببینیــد و دل مبندیــد ، ،چشـم بیاند...

طرح لبهاتخُنکای نسیمی‌ست که منموزیده بر چمن‌زارِ چشم‌هات!

عاشقانه های شبنم

در تنهایی بی انتها گرفتار شدم در این تنهایی بی اعتمادی سرگرد...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_85تنها چیزی که عوض نشده بود ...

پارت ۲۱ — «انتقام جونگکوک»رها هنوز پشت مبل قایم شده بود.رها:...

#تکپارتیموضوع:(وقتی رفته حموم و تو یهو در رو باز می‌کنی و می...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁶ : پارت ...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

وقتی مریض بودی ولی …

`` قشنگ تربن اشتباه ``chapter : ²part : ³دیگر چیزی نگفت.بی‌ه...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکاری خانومش گرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط