تیم بزرگ سرخ کاپیتان ندارد
تیم بزرگ سرخ کاپیتان ندارد
دنیای رویاهای سرخ ما به هم ریخت
این آسمان راهی به جز باران ندارد
داروی بعضی دردها در دسترس نیست
مرگی که بی وقت است هم درمان ندارد
چشمان هانی مات به در خیره مانده
باید به هانا گفت بابا جان ندارد
از صبح ساعتهاست درگیر سکوت است
تیمی که امروزی به جز طوفان ندارد
پر افتخار از دوستدارانش جدا شد
در خواستی جز خواندن قرآن ندارد
همبازیانش باز هم باور ندارند
تیم بدون او سر وسامان ندارد
بی سر صدا،بی حاشیه،محجوب ،آرام
او رفت اما راه او پایان ندارد
هادی ،سفر،پرواز،نه...امکان ندارد
پر افتخار سرخ کاپیتان ندارد
دنیای رویاهای سرخ ما به هم ریخت
این آسمان راهی به جز باران ندارد
داروی بعضی دردها در دسترس نیست
مرگی که بی وقت است هم درمان ندارد
چشمان هانی مات به در خیره مانده
باید به هانا گفت بابا جان ندارد
از صبح ساعتهاست درگیر سکوت است
تیمی که امروزی به جز طوفان ندارد
پر افتخار از دوستدارانش جدا شد
در خواستی جز خواندن قرآن ندارد
همبازیانش باز هم باور ندارند
تیم بدون او سر وسامان ندارد
بی سر صدا،بی حاشیه،محجوب ،آرام
او رفت اما راه او پایان ندارد
هادی ،سفر،پرواز،نه...امکان ندارد
پر افتخار سرخ کاپیتان ندارد
- ۲۱۵
- ۲۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط