اگر به عشق دچارم گناه از من نیست

اگر به عشق دچارم گناه از من نیست
دل است می تپد از جنس سنگ و آهن نیست

نگو که دیر شد، از ما گذشت، باور کن
زمان عاشقی هیچکس معین نیست

اگرچه عاشقم اما خیالت آسوده
چراکه جرات ابراز آن در این زن نیست

شبی تو آمدی و عاشقت شدم اما
دلیل عاشقی ام تا هنوز روشن نیست

خدا کند که تو هم عاشقم شوی آخر
مجال قصه ندارم توان گفتن نیست
دیدگاه ها (۹)

ای چشم خمارین تو و افسانه نازتوی زلف کمندین من و شبهای درازت...

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولی روی تو را می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط