آدمیزاد؛ نه ناگهان، بلکه ذره ذره یک چیزهایی را می اندازد

آدمیزاد؛ نه ناگهان، بلکه ذره ذره یک چیزهایی را می اندازد دور!
چیزهایی را که زندگی کرده بود، عشق ورزیده بود، به راحتی که نه، با تکه ای از خودش می اندازد دور!
دیگر " او " را " تو " خطاب نمی کند،
موهایش را کوتاه نمی کند
شب ها شعر و موسیقی گوش نمی کند
روزها دل از آواز خواندن می کشد!
آدمیزاد، ذره ذره لابه لای زندگانی می میرد، و همه گمان می کنند ناگهان مُرده است!
دیدگاه ها (۱)

رقص با سایه ها پارت یک

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

برادرم خسرو

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

بنا بر دلایلی دلم خواست اوسی از شیطان کش هم داشته باشم🤧🩵(تای...

╔════════════════════════════╗پارت ۱۰۸ | «یک روز دور از همه....

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁸مهم نیست که دیگران چی میگنواژها‌ و اندیشه ها ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط