کاش میشد خودم را بگذارم بروم

کاش میشد خودم را بگذارم بروم ؛
حقیقتاً جانم از کالبد خسته به تنگ آمده است .
!سکوت گفتاری خاموش است ؛
ساخته‌ شده از کلماتی که منصرف شده‌اند.
از من ، منظومهٔ نا منظمی از کلمات متولد شد؛ به وسعتِ شرجیِ چشم هایت ..
دیدگاه ها (۰)

این ماییم !نسل عجله و عادت‌های بیمارگونه،نسل بسته به سرم هند...

پیری میگفت: اگه میخوای جوان بمونی دردهای دلتو فقط به کسی بگو...

هزارباری که اونا رو در اولویت قرار دادی در نظر نمیگیرنهمون ی...

میخواهم در دنیای آرامش غیر درکی خودم غرق بشوم ،چشمانم را ببن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط