گاهی در سخت ترین شرایطِ زندگی ، بدونِ تکیه گاه ، میانِ بل

گاهی در سخت ترین شرایطِ زندگی ، بدونِ تکیه گاه ، میانِ بلاتکلیفی ها رها می شوی و تازه می فهمی چقدر تنهایی ...
می فهمی که هرگز نباید رویِ هیچ کس حساب می کردی ،
که آدم ها سرشان به زندگیِ خودشان گرم است ،
که قرض گرفتنِ پایِ دیگران برایِ رفتن ، فقط زمینت می زند !
یاد می گیری که قوی باشی و رویِ پایِ خودت بایستی ،
که همیشه برایِ بدترین اتفاقات و رویدادها ، آماده باشی ...
و فراموش نکنی ؛
آدم ها گناهی نکرده اند اگر درگیرِ مشغله هایِ خودشان اند ،
اگر زمانِ اضافه ای برای دغدغه هایِ تو ندارند .
که شاید دیگران هم میانِ سختی و مشکلاتشان ، فقط خودشان را دارند ،
که خودشان را برایِ دردهایِ خودشان کنار گذاشته اند !
دیدگاه ها (۱)

در زندگی همه ما "یک نفر" هست که حالمان را خوب میکند. میشود ب...

مرا از حبس آغوشتچه اصراری به آزادی...

باید یک نفر باشدکه وقتی دلتنگی های عالم به جانت افتاد؛زل بزن...

گاهی آن‌قدر خسته می‌شوی که دیگر حتی دلت نمی‌خواهد کسی حالت ر...

جنوب برای ما فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛بوی خاک داغ بعد از غر...

بزرگترین اشتباه زندگی ام ؛آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط