میان نفسهایت...

میان نفسهایت...

حبسم کن...

من...

بی تو...

بودن را ...

بلد نیستم...
دیدگاه ها (۱)

بغلت ڪہ میڪنمدنیا رابیخیال میشومدنیا آغوش توست

‏ازدلتنگـــــے چیزے شنیده اے؟ مثل این است ڪه دستت را باڪاغذ ...

می‌ترسم ببوسمتﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﻮﯼ ﺷﻌﺮ ﺑﺪﻫﺪﻣﺎﺩﺭﺕ ﺳﺮﺕ ﺩ...

کویر همیشهیک بیابان نیست کهتشنه ی باران باشدمی تواند یک "من"...

خدایا من بلد نیستمخودت درستش کن🤍

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط