ویو کوک

ویو کوک
داشتم دنبال ات میرفتم که ماشین زد بهش میتونم بگم حسم... اصلا حسی نداشتم فقط مثل مرگ‌بود برام که بد این همه سال عاشق کسی شدم که
جلوم داره جون میده
با سرعت سمتش رفتم
کوک: ات ..ات.ات
تهیونگ: هی چیشده وایسادی نگا میکینی پاشو ببریمش بیمارستان ات و براید استایل بقل کردمو گزاشتم تو ماشین تهیونگ
با سرعت تمام داش میروند
کوک: واقعا همش سوء تفاهم بود منظورم اون چییزی که فکر میکنی نبود
کوک: تهیونگ زودار برو دیگه
تهیونگ: از این بیشتر؟
رسیدیم ب بیمارستان
( خلاصه اینه که ات بردن اتاق عمل و تهیونگ و کوکم جلو در نگران بودن)
ویو کوک
دکتر اومد بیرون
کوک: چیشد حالش خوبههه .. د بنال
دکتر: اقا اروم باشید ... خب راستش... خانم ات حالشون خوبه ولی بچرو از دس دادیم
کو: چییی؟
تهیونگ : کوک متاسفم
کو: مهم اینه که ات خوبه
کوک: کی میتونیم ببینیمش
دکتر : وقتی ب اتاق منتقل شد
کوک: اوم
اتو بردن داخل ی اتاق
وای باورم نمیشه که تمام رویاهام ب باد رف دلم‌میخواست ی خانواده ۳ نفر خش بخت بشیم ولیی ببیین چی شددد
کوک: ات من واقعا متاسفم
پرستار: لطفا بیاید بیرون تا راحت استراحت کنه
کوک: باشه
از اتاق خارج شدم
دیدگاه ها (۲)

ویو ات چشامو باز کردم سر درد بدی داشتم ی خاتونی جلوم بود پرس...

خلاصه: دوستان ات و جویی خونشونو عوض کردن تو ی شهر دور کوکم ع...

من برم مارت بنویسم😶🙃

دوستان این کاور جدید رمانه ب معنی فصل جدید شروع میشود 😁😁

شب تولدم پارت 6 جونگ کوک: اتتتتتتتتتت(داد و گریه) جیمین: تهی...

p28و به سمت حیاط رفتم کوک منو دید داشت به سمتم میومد که اون ...

#سه_پارتی پارت ۲"ویو ات"بعد از اون شب هی حالم بد میشه خسته ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط