تولدم مبارک!!

تولدم مبارک!!
با اولین گریه بازی شروع می شه هی بزرگ میشیم
بزرگ وبزرگ تر اون قدربزرگ کہ
یادمون می ره یه روز کوچولو بودیم!
دیگه هیچ چیزی مون شبیه به هم نیست حتی صداهامون.
گاهی باهم می خندیم،گاهی به هم!
گاهی دوست می داریم وگاهی متنفرمی شیم.
یک سال دیگه گذشت
یک سال دیگه گذشت وباید صفحه سفید
دیگه ای که پیش روم گذاشتن وپرکنم.
خداکنه امسال دیگه روسفید باشیم 
وصفحه م رو کم غلط تحویل بدم.
یک سال بزرگ تر شدم
یک سالی که نمی دونم توش واقعا 
تونستم بزرگ بشم یانه؟
تونستم دل کسی رو شاد کنم؟
نمی دونم...
شاید اونجوری که می خواستم باشم،نبودم
ولی یک سال بزرگ تر شدم اونم خیلی سریع!
باتمام وجودم آرزو دارم به بهترشدن حال بقیه کمک کنه،
حداقل سهم من از سال های زندگیم
یه خاطره خوب تو ذهن تموم کسانی باشه
کہ دوسشون دارم
🎀 چهاردهم مهر چهارده سالگی🎀
دیدگاه ها (۱۳۰)

هنوز وقتی تویِ فکر می‌رم و می‌بینم که دیگه کنار من نیستی غمگ...

کیوکوشین کاراته

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟗سرنخ‌ها به یکی از خاندان‌های قدرتمند...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۶----------------------------------------⭐🌕...

My professorChapter: 2Part: 112کمی ازش فاصله گرفتم و مشت‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط