چرا دستانم به تو نمیرسند

چرا دستانم به تو نمیرسند
تا غم را
از چهره ات پاک کنم
وبار تنهایی را
از دوشت بردارم
کاش دستانم
به یک دردی می خوردند
نوشتن که فقط نشد کار
کاش میشد
به دل شعرهایم دوید
آنجا که تنها
حریم من وتو ست
آنوقت همه غم های دلت را
بجان میخریدم و
عشق را
به رگهایت تزریق میکردم
تا تو
سرخوش ترین
آدم دنیا باشی
ومن آرامترین
دیدگاه ها (۱)

در حالِ دوست داشتن تواَم مثلِپیچکِ بی دیوار

هردو دروغ گفتیم؛من حال خوبم را به تو !تو دوست داشتنت را به م...

دلم ،دوباره مثل هر روزمثل همیشه،در هوای نبودنت معلق است...تو...

چشمانم را چون همیشه ی اشک بدرقه راهت می کنم...میخواهم از جای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط