مے گفت خوشم نمیاد مشروب بخورے ؛

مے گفت خوشم نمیاد مشروب بخورے ؛
منم نمےخوردم ؛
ولے امشب مے خورم.......
بد نیست بخورم بسلامتے اونے ک مے گفت : سرما خوردم ولے من بازم محکم بغلش مے کردم و مے بوسیدمش ..... بسلامتے اونے که مے پیچونه و جواب تماس
رو نمیده و دهن آدمو از استرس سرویس میکنه؛
بعد میاد راحت میگه : گوشیم رو بے صدا بود نفهمیدم.... بسلامتے پسرے که وقتے میره مهمونے خونه فامیل زنگ مے زنه و نیم ساعت باهات حرف میزنه تا بهت نشون بده تو نخ هیچکدوم از دختراے مهمونے نیست....
بسلامتے پسرے که وقتے تو خیابون یکے بهت کج نگاه کرد دکور صورتش عوض میشه....
بسلامتے پسرے ک وقتے بعد از ی دعواے مفصل با هم آشتے کردین ازش مے پرسے دوسم دارے ؛
لبخند بزنه و دستشو گردنت حلقه کنه و بگه عاشقتم ب مولا....!

سلامتی قطره های اشکی که الان روی گونمه
سلامتی خودم که بخاطره 1نفر دوره 100نفرو
خط کشیدم
سلامتی کسی که الان با خوندن این حرفام بغضش گرفته ...

سلامتی بغضم که الان داره خفم میکنه


سلامتی خودم که ..."
که خیلی تنهام... خیلی انقدی ک حرفام واسش بی ارزش شدن...
دیدگاه ها (۵)

اومدمممممممم باز اومدم

من ک خودم همیشه اینطوری میکردم

چند دقیقه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یک دقیقه توقف...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط