یار اگر در نظرش بر دل ما تاختنست
یار اگر در نظرش بر دل ما تاختنست
و گرش نیت سنگی به دل انداختنست
گلهای نیست، چه دل رفته دگر از کف ما
اشتیاق دل ما بتکدهای ساختنست
بزن ای یار دلآزار به آیینهٔ ما...
بیدلی چیست؟ بجز آینه پرداختنست؟
قدحی کهنه چه باک ار فِتَد از عرش به خاک
عافیت، شیشهٔ ما را به گِل انداختنست
گرچه آتش بزنی بر دل دیوانه، چه باک؟
زین پس اندیشهٔ دل سوختن و ساختنست
به افق مانده اگر چشم عسلگون کویر
به نفاد آمده، آمادهٔ دل باختنست
و گرش نیت سنگی به دل انداختنست
گلهای نیست، چه دل رفته دگر از کف ما
اشتیاق دل ما بتکدهای ساختنست
بزن ای یار دلآزار به آیینهٔ ما...
بیدلی چیست؟ بجز آینه پرداختنست؟
قدحی کهنه چه باک ار فِتَد از عرش به خاک
عافیت، شیشهٔ ما را به گِل انداختنست
گرچه آتش بزنی بر دل دیوانه، چه باک؟
زین پس اندیشهٔ دل سوختن و ساختنست
به افق مانده اگر چشم عسلگون کویر
به نفاد آمده، آمادهٔ دل باختنست
- ۳.۹k
- ۰۱ خرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط