.
.
.
از کوچه هایِ سرد تنهایی,یک شب به آغوشت سفر کردم/
به خاطر آغوشِ امنت من,این راهو اومدم خطر کردم/
آغوش تو دنیای من میشد,دنیای من هم قدِ آغوشت/
با من تو گفتی مهربونِ من,این غصه ها میشن فراموشت/
حالا گذشته سال ها وُ من,امن ام هنوزم با تو وُ دستات/
تنها هراسم اینه که روزی....!,بگو منم شریکِ فرداهات/
محتاجِ یک حرفم,که میمونی,محتاجِ تضمینی از آینده/
تصویر تویِ قاب رویاهات,داره به این آینده میخنده!/ شاید فقط وابستگی باشه,حس تو به تکرارِ این بودن/
این حسو چشمام عصر اون پاییز,انگاری از چشمای تو خوندن/
امن ام هنوزم از تو وُ دستات, اما دارم دلشوره میگیرم/ تعبیر بشه این دلهره روزی,باور بکن اون لحظه میمیرم/
کاشکی عروسِ آرزویِ تو,تنها کمی شبیهِ من باشه/ درهای آینده ت به روی من,از سمتِ خوشبختیِ "ما" واشه/
حالم خرابه باز هم امشب,دلشوره دارم باز من انگار/
شعرم رسید به حرفِ آینده,جوهر تموم کرد انگاری خودکار!/ لعنت به این شعرایِ بی پایان,لعنت به این قصه که اون میره/
لعنت به فردایی که اون میره,لعنت به هر کی میگه تقدیره
.
از کوچه هایِ سرد تنهایی,یک شب به آغوشت سفر کردم/
به خاطر آغوشِ امنت من,این راهو اومدم خطر کردم/
آغوش تو دنیای من میشد,دنیای من هم قدِ آغوشت/
با من تو گفتی مهربونِ من,این غصه ها میشن فراموشت/
حالا گذشته سال ها وُ من,امن ام هنوزم با تو وُ دستات/
تنها هراسم اینه که روزی....!,بگو منم شریکِ فرداهات/
محتاجِ یک حرفم,که میمونی,محتاجِ تضمینی از آینده/
تصویر تویِ قاب رویاهات,داره به این آینده میخنده!/ شاید فقط وابستگی باشه,حس تو به تکرارِ این بودن/
این حسو چشمام عصر اون پاییز,انگاری از چشمای تو خوندن/
امن ام هنوزم از تو وُ دستات, اما دارم دلشوره میگیرم/ تعبیر بشه این دلهره روزی,باور بکن اون لحظه میمیرم/
کاشکی عروسِ آرزویِ تو,تنها کمی شبیهِ من باشه/ درهای آینده ت به روی من,از سمتِ خوشبختیِ "ما" واشه/
حالم خرابه باز هم امشب,دلشوره دارم باز من انگار/
شعرم رسید به حرفِ آینده,جوهر تموم کرد انگاری خودکار!/ لعنت به این شعرایِ بی پایان,لعنت به این قصه که اون میره/
لعنت به فردایی که اون میره,لعنت به هر کی میگه تقدیره
- ۱.۱k
- ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط