✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟡
✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟡
شـجـآعـت ایـن نـیـسـت ڪـہ نـتـࢪسـے؛ شـجـآعـت ایـنـہ ڪـہ بـآ وجـودِ تࢪسِـت، دࢪهـآیـے رو بـآز ڪـنـے ڪـہ هـیـچڪـس جـࢪعـت نَـزدیـڪ شـدن بـہ اَونـهـآ رو نَـدآࢪه. 🐟✨️
_کورالین.🪡
𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡
عمارت پرنس شبیه زیرزمینی که در آن تمرین کردیم نیست.خانه بزرگ دو طبقه ایست با تعداد زیادی پنجره.حیاط خیلی بزرگ.نمای رومی باکلاس و اصیلی دارد.کف همه مان بریده.به معنای واقعی کلمه.کنار سوروس میایستم.
"تو تا حالا اومدی اینجا شازده؟"
"اگه تو اومدی منم اومدم"
"چه مهربون!مراقب باش چشمت نزنن عتیقه!"
لبخند میزند"باشه باشه!آروم!"
خدمتکاران میآیند و ما را به داخل هدایت میکنند.طبقه اول سالن های بزرگ و دلباز گلدان ها و قاب های عتیقه،نقاشی های قدیمی،طراحی ویکتوریایی و دیوار ها گچبری خیلی ظریف دارد.خداوندا!یعنی بعضی مردم اینجور جایی بزرگ میشوند؟فک همهمان روی زمین است به جز کسانی که از خاندان پرنس هستند.حتی جولیت و سوروس هم که آنجا تازه وارد اند واکنش زیادی نشان نمیدهند.چارلز میآید.لباس های شیک و برند پوشیده.کت شلوار سرمه ای سیر پیراهن سفید و کراوات سرمه ای با راهراه های اریب سفید.موهای تقریباً سفیدش را بالا حالت داده.کفش های ورنی مشکی اش عین آینه برق میزنند.قدش از من بلند تر است ولی نه خیلی.احتمالاً حول و حوش ۱۷۵ سانتی متر باشد.
"صبح همگی بخیر.به بخش اصلی ماموریتتون خوش اومدین.شما تا آخر تابستون اینجا تمرین میکنین و بعد با شروع سال تحصیلی،از اونجایی که هنوز تعدادی از بچه ها محصل هستن؛شما هرچند وقت یه بار توی زمان و مکانی که ما میگیم آموزش داده میشید.بینظمی،پررویی و قانون شکنی و چشمِ هیز رو به هیچوجه نمیپذیرم.حتی برای دوست پسر یا دوست دختر خودتون.شما اینجایید برای آموزش.نه هیچ چیز دیگه ای.چند سال دیگه شما زن و مردهای نمونه ای میشید.همه مردم به مهارت های شما غبطه میخورن و شما میتونین برای کشورتون خیلی کارآمد باشین.اگر به حرف های پرفسور هاتون گوش کنین و سعی نکنین از زیر کار در برین.سوالی نیست؟"
تام میپرسد"ببخشید توی دعوتنامه به ما گفتن سه هفته اینجاییم نه یه ماه و خورده ای"
"برنامه تغییر کرده آقای کیت"
تام تشکر میکند.چارلز ادامه میدهد"خدمتکار ها شما رو به اتاق هاتون راهنمایی میکنن"
شـجـآعـت ایـن نـیـسـت ڪـہ نـتـࢪسـے؛ شـجـآعـت ایـنـہ ڪـہ بـآ وجـودِ تࢪسِـت، دࢪهـآیـے رو بـآز ڪـنـے ڪـہ هـیـچڪـس جـࢪعـت نَـزدیـڪ شـدن بـہ اَونـهـآ رو نَـدآࢪه. 🐟✨️
_کورالین.🪡
𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡
عمارت پرنس شبیه زیرزمینی که در آن تمرین کردیم نیست.خانه بزرگ دو طبقه ایست با تعداد زیادی پنجره.حیاط خیلی بزرگ.نمای رومی باکلاس و اصیلی دارد.کف همه مان بریده.به معنای واقعی کلمه.کنار سوروس میایستم.
"تو تا حالا اومدی اینجا شازده؟"
"اگه تو اومدی منم اومدم"
"چه مهربون!مراقب باش چشمت نزنن عتیقه!"
لبخند میزند"باشه باشه!آروم!"
خدمتکاران میآیند و ما را به داخل هدایت میکنند.طبقه اول سالن های بزرگ و دلباز گلدان ها و قاب های عتیقه،نقاشی های قدیمی،طراحی ویکتوریایی و دیوار ها گچبری خیلی ظریف دارد.خداوندا!یعنی بعضی مردم اینجور جایی بزرگ میشوند؟فک همهمان روی زمین است به جز کسانی که از خاندان پرنس هستند.حتی جولیت و سوروس هم که آنجا تازه وارد اند واکنش زیادی نشان نمیدهند.چارلز میآید.لباس های شیک و برند پوشیده.کت شلوار سرمه ای سیر پیراهن سفید و کراوات سرمه ای با راهراه های اریب سفید.موهای تقریباً سفیدش را بالا حالت داده.کفش های ورنی مشکی اش عین آینه برق میزنند.قدش از من بلند تر است ولی نه خیلی.احتمالاً حول و حوش ۱۷۵ سانتی متر باشد.
"صبح همگی بخیر.به بخش اصلی ماموریتتون خوش اومدین.شما تا آخر تابستون اینجا تمرین میکنین و بعد با شروع سال تحصیلی،از اونجایی که هنوز تعدادی از بچه ها محصل هستن؛شما هرچند وقت یه بار توی زمان و مکانی که ما میگیم آموزش داده میشید.بینظمی،پررویی و قانون شکنی و چشمِ هیز رو به هیچوجه نمیپذیرم.حتی برای دوست پسر یا دوست دختر خودتون.شما اینجایید برای آموزش.نه هیچ چیز دیگه ای.چند سال دیگه شما زن و مردهای نمونه ای میشید.همه مردم به مهارت های شما غبطه میخورن و شما میتونین برای کشورتون خیلی کارآمد باشین.اگر به حرف های پرفسور هاتون گوش کنین و سعی نکنین از زیر کار در برین.سوالی نیست؟"
تام میپرسد"ببخشید توی دعوتنامه به ما گفتن سه هفته اینجاییم نه یه ماه و خورده ای"
"برنامه تغییر کرده آقای کیت"
تام تشکر میکند.چارلز ادامه میدهد"خدمتکار ها شما رو به اتاق هاتون راهنمایی میکنن"
- ۸۸
- ۲۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط