هر نوبتی که نامِ تو تکرار می شود

هر نوبتی که نامِ تو تکرار می شود
در من دوباره عشقِ تو بیدار می شود
گلدانِ پشتِ پنجره هم با شنیدنت
از خاطراتِ سبزِ تو سرشار می شود
تنها درختِ باغچه هم در میان برف
بر شاخه اش شکوفه ، پدیدار می شود
در قلبِ من به یاد تو در ، اوجِ بی کسی
شادی به جای غصّه تلنبار می شود
یادِ تو زانوانِ مرا می دهد توان
در بهمنی که بر سرم آوار می شود
تا حرفی از تو می شود آن لحظه ناگهان
دلتنگِ زخمه های تو گیتار می شود
وقتی که در خیال ، بغل می کنم ترا
یک لحظه جای خالی ات انکار می شود
تا بوسه می زنم به لبت در خیالِ خویش
جای لبم در آینه تب دار می شود
روشن شده برای من الان که هر کسی
با یک نگاه ، در تو گرفتار می شود
دیدگاه ها (۴۳)

عشق، وقتی زیباست که شبیه ِ یک معجزهزندگی ات را دگرگون کند.عش...

چقدر سخت است که لبریز باشی از"گفتن"ولی در هیچ سویت "محرم" نب...

گرگ و میشِ آسمان هست و غروبِ آفتاببارِ دیگر در هجومِ سایه ها...

وقتی همه دل بستندبرعالم و یارانش من خسته شدم ازاین دنیاوسو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط