شکارچی

*شـــکــارچـــی*

#پارت3
همان شب ساعت 12:30

گروه برای اجرا روی صحنه میاد.نوازنده ها سمت چپ صحنه می ایستند و جیمین و دو دنسر دیگه در سمت راست اماده اجرا میشوند.
نوازنده ها ریتم ارامی را شروع به نواختن میکنن و دنسر ها با حرکاتی ملایم و ارام شروع میکنن.
--------------------------------------------------
وقتی جونگ کوک و یونگی به بار میرسن جونگ کوک یونگی رو قسمت وی ای پی میبره. از اوجا صحنه واضح تر و بهتر هم دیده میشد.
اونها به اجرا تماشا میکنن و جونگ کوک دوتا ویسکی سفارش میده.
+((این پسره خیلی عجیب نیست؟ چرا ماسک زده؟))
یونگی با بی حوصلگی و خستگی میگه
-((خب حتما نمیخواد کسی بشناسش.))
اما اروم و متعجب نگاهش میکنه.چرا یه نفر که دنس خوبی داره نباید بخواد که معروف بشه.
علاوه بر اون بنظرش یه کمی اشنا به نظر میومد اما اهمیتی نداد و ویسکیش رو خورد.
+((راستی یادت هست که پس فردا جشن سالانس؟ همه ی کله گنده های موفیا با خانواده هاشون میان‌. قراره خیلی شلوغ باشه.))
-((اه...فاک بهش.جونگ کوک نمیشد بزاری دو دقیقه فکرم راحت باشه لعنتی.))
+((چیه فقط خواستم بهت امادگی بدم.خودمم همچین خوش ندارم به اون مراسم فاکی بیام.مجبورم دوباره همه پیرسینگ های عزیزمو در بیارم چون بابام خوشش نمیاد.))
-((بیا فعلا بهش فکر نکنیم.فردا یه غلطی میکنیم دیگه.))
یونگی بقیه ویسکیش رو سر کشید و به اجرا نگاه کرد.
--------------------------------------------------
بعد از اجرا گروه از صحنه خارج شد و همه رفتن.تهیونگ و جیمین لباس هاشون رو عوض کردن و از در پشتی خارج شدن.
+((ای گو... اجرای امشب هم تموم شد.کس اشنایی رو ندیدی جیمین؟))
-((خدارو شکر نه.ولی خب اصلا توجهی هم نداشتم که ببینم کسی هست یا نه.))
+((هومم...خوبه.))
تهیونگ به در ورودی اصلی بار نگاه کرد
+((لعنتی هرکی میاد اینجا با بنز و پورش و ماشین های گرون میاد.میگن نوشیدنی های اینجا خیلی خفنه ولی خیلی گرونه.))
-((دوست داری امتحانشون کنی؟))
+((من؟میدونی که اونقدرام پولدار نیستم که همچین کاری بکنم.تو هم که نمیتونی بری اون تو چون الان اجرا داشتی و ممکنه بشناسنت.))
-((اره.ولی میتونم مهمونت کنم و خودم نیام.))
جیمین یه کارت نقره ای از جیبش در اورد و گفت:((بیا.دستت باشه بعدا ازت میگیرم.))
+((جیمین...ولی این که...))
-((میدونم میدونم بابام بهم دادش اما مهم نیست.برو حال کن))
تهیونگ لبخند هیجانی زد و دوید و رفت به سمت بار و جیمین هم به سمت خونش رفت
دیدگاه ها (۲)

*شـــکــارچـــی*#پارت4تهیونگ وارد بار شد و جلوی پیش خوان نشس...

*شـــکــارچـــی*#پارت5اون شب بعد از پنج تا لیوان دیگه تهیونگ...

*شـــکــارچـــی*#پارت2سئول 3 اپریل ساعت 12:00شبامشب یکی دیگه...

*شـــکــارچـــی*#پارت6جونگ کوک ، تهیونگ رو روی صندلی شاگرد ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط