تو عروسی بودیم ، گفتم اه اه چقدر اون دختره بد می رقصه ، ک

تو عروسی بودیم ، گفتم اه اه چقدر اون دختره بد می رقصه ، کوتاهم نمیاد یه بند وسطه!!!یهو خانم کناریم گفت :ببخشید ! اون دختر نیست
پسر منه! !!!
گفتم :وای ببخشید شما مادرشین؟ سرخ شد و گفت :خجالت بکش!!! من باباشم!?
تو روحشون چقد خوب آرایش کرده بودن :-!
دیدگاه ها (۲)

هزار سال هم بگذردنگاهت،غافلگیرم می کندتو در هر لحظههزار اتفا...

زندگی یعنی امیدوار بودن محبوب من !زندگیمشغله‌ای جدی استدرست...

عشق یعنی آرامش محض... آرامش با تو بودن... آرامش از تو خواندن...

قیافه دانشجوها تقریبا تا ساعت 11صبح سر کلاس

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟑فردا عروسی بودویو انیا چقدر خستم (یهو ...

داستان عشق تک نفره

(هییی حمایت کنین من خیلی زیاد میازمممم)😑😇#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

رمان عشق مافیا پارت 7از زبان ا/تگفتم : واووو تو آشپزی هم میک...

ازدواج اجباری part : 9 ویو ملودی بعد ده مین رسیدیم به یه عما...

پارت ۲۲

part ۷

سناریوی قفل آبی پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط