فقـــر

فقـــر
همان گرد وخاڪی است ڪہ
بر ڪتابهاے فروش نرفته یڪ
ڪتاب فروشی مےنشیند
فقــر
شب را بـے غذا سر ڪردن نیست
فقــر
روز را بـے اندیشہ سپرے ڪردن است
دیدگاه ها (۱)

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

چند پارتی جیمین پارت ۵

#Repost amirreza_davodi منبع ——وُلتِر از نامدارترین فیلسوفان...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

چند اشاره به کر و کورهای روزگار ...از #دختر #سردار ، #زینب #...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p16همون لحظه...در دنیای خون‌آشام‌ها...جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط