صبح‌ها تکیده فِتاده‌ام بر لب دریای خیالت

صبح‌ها تکیده فِتاده‌ام بر لب دریای خیالت
و شب‌ها نامطمئن از خستگی، ستاره می‌شمارم از نوعِ دنباله‌دارش!
آسمان را با دریا چه فرقی‌ست؟!
وقتی تمامِ جهانم به مشتی خاطره‌ی مچاله بند است...؟!

#زهراصالحی #تابان
دیدگاه ها (۲)

دوست مهربون داشتن اینجوریه که یه جوری لوسِت میکنه که دیگه هی...

شب بِخير كه ميگويیتمامِ آرامشِ دنيا برایِ من ميشود...!هر چه ...

💭آنقدر دوستت دارمکه هر چه بخواهی همان را بخواهماگر بروی شادم...

روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیهبخورد روزه خود را,به گمانش ک...

باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۵۷ ✦«خانه‌ای به اسمِ آرامش» شش ماه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط