دلنوشته فرزند شهید:

دلنوشته فرزند شهید:

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم ، که نگو
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم ، که نگو

بس که دلتنگ توام،از سر شب تا حالا
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم ، که نگو

جانِ من حرف بزن! امر بفرما !بابا
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو

کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...

امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو !

جانِ من زود بیا.یک بغل آرامم کن
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو !...


بصیرت،شهادت‌،اطاعت از ولایت

#شهدا
#فکرنو
دیدگاه ها (۲)

اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ الت...

حرم لبریز زائرهامسافرها... مجاورهاگروهی آذری ها و گروهی از ش...

تنگ است دلم حال و هوایی دارددر غربت شهر غم نوایی داردکی میرس...

پیامبر اسلام به مرگ طبیعی از دنیا رفت یا شهیدش کردند؟ اما او...

Chapter Seven, Part ¹⁰× امروز و در این ساعت به فرمان قصر در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط