ادامه ی داستان در کپشن

ادامه ی داستان در کپشن
.
.
.
میدانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند
او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید
خدایا،اگر من همین حالا باید بروم،لطفا نام فرشته را به من بگویید.
خداوند بار دیگر او را نوازش کرد و پاسخ داد:نام فرشته ات اهمیتی ندارد
به راحتی میتوانی او را مادر صدا کنی!
دیدگاه ها (۰)

اینکه اینو نمیدونی خودش همه چیزو خراب میکنه....#ونزدی #ونزدی...

باید به معذرت خواهی از تموم کسایی که باهاشون حرف میزدم بکنم ...

می‌دونی ویژگی کسی که دوستت داره چیه؟اولین اولویتش تویی!کنارش...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

تکپارتیمامان ات : دختر دو دقیقه می تونی حرف نزنی من نفس راحت...

پارت ۲ دکتر : متاسفم خانم ایشون الان تو کما هستن هم تب داشتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط