به یکی از خدام حرم امام رضا ع که اومده بود به اهواز گفتیم

به یکی از خدام حرم امام رضا ع که اومده بود به اهواز گفتیم یک کرامت از حضرت رضا بگو که کمتر به گوش رسیده باشه
گفت طبق برنامه روزانه هر روز صبح گلهای بالای سر ضریح رو تعویض میکردیم که یکی از روزها در حال گذاشتن گلهای جدید بودیم که ناگهان یکی از گلدون ها از دستمون به زمین افتاد و به سر یکی از زائرین اصابت کرد
بلافاصله گروه تطهیر مشغول نظافت شدن و سر اون نوجوان که شکسته بود باند پیچی و در نهایت راهی منزل شد
مسول حرم دستور داد تعدادی از خدام جهت عیادت اون نوجوان بهمراه دسته گل و شیرینی عازم منزل ایشون بشن
وقتی وارد منزل شدیم مادر بچه شروع کرد به گریه کردن به طوری که همسایه ها تصور کردن کسی از آن خانواده به رحمت خدا رفته
هر چه عذر خواهی کردیم و بهش میگفتیم که از عمد نبود
الحمدالله به خیر گذشت و .... گریه پیرزن بند نمیشد
خلاصه در نهایت بعداز کلی گریه
گفت بخدا از دست شما ناراحت نیستم و گریه من از سر ذوق و شوق است
گفتن چطور؟؟
گفت که تمام عمر فرزند من لال بود که بعداز این اتفاق به زبان افتاد و راحت صحبت میکنه
یا امام رضا 🌺 🌺 🌺
دیدگاه ها (۴)

.

.

.

.

#درخیمه‌حسینیم‌خونخواه‌وجانفداییم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط