ویو ات

ویو ات

مثل چی دستشویی داشتم از مادرم گفتم
ات : مامان شما برید من برم دستشویی بیام
م ات : باشه


هرچی دنبال دستشویی گشتم پیدا نکردم یه خدمتکار رو دیدم گفتم
ات : ببخشید دستشویی کجاست

خدمتکار: منظورتون سرویس بهداشتی هست

ات : حالا هر گوهی میدونی کجاست

خدمتکار : داخل هست ( با حرص )

ات زود رفتم داخل یه در دیدم فکر کردم اون هست در رو باز کردم که دیدم یه پسره اونجاس
او نجا دستشویی نبود اتاق بود 😑
جونکوک ( بله پسره جونکوک بود ) : بلد نیستی در بزنی

ات : با پرویی گفتم : نه بیا یادم بدهههههه

جونکوک : برو بیرون ( با حرص )

ات : مگه خونه پدرته

جونکوک: اره ( با نیشخند )

ات : حالا که خونه پدرته میگی دستشویی کجاست

جونکوک : ههه

ات : مرز ( زیر لب )‌

جونکوک : شنیدماا

ات : به یه ورمااا

جونکوک : تو چقدر پرویی

ات : حداقل انگار یه یخچال متحرک نیستم ...
دیدگاه ها (۰)

استایل جونکوک

ویو جونکوک چند روزی بود از آمریکا برگشته بودم خیلیی دلم برای...

ویو ات ( وقتی رسیده خونه )ات : سلام م ات ( مامان ات ) : سلام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط