تو به من خندیدی

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
خنده ات شمع دل سرد مرا روشن کرد
آسمان دل من روشن شد
مهر در مخمل آبی خندید
باد آرام گرفت
تابش خنده تو بر من تافت
دل من روشنی عاریتی از تو یافت
خنده گرم تو، بر روح و روانم تابید
دل من در ولع گرم نگاهت جوشید
آه و افسوس و دریغ
دل تو همچو پرستوی بهار
در دل آبی این طاق کبود
و دل من اما
برف آغاز بهار
تو رمیدی و دل من جوشید
چشمه اشک دلم جاری شد
آب شد برف دلم در ولع خنده تو
کاش نمی خندیدی...
دیدگاه ها (۳)

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

بهار بدون تو

کن نیچیوا !😇عشقولیا اومدم با پارت ۳ این شاهکار...(*-*)مرسی ا...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ¹ویو ا/توایییی... 😑دو روز پ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۷‌بعد از یک هفته‌ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط