بغل وا کرده بی پروا گمانم وقت رسوایی ست

بغل وا کرده بی پروا گمانم وقت رسوایی ست
عجب لیلای مجنونی ست این حوای شیرینم
دیدگاه ها (۸)

کاش میشد جزئی کوچک از توباشم!به اندازه تکه کاغذی که رویششعری...

عاشقماهل همین کوچه‌ بن‌بست کناری که تو از پنجره‌اشپای به قلب...

تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلطباختم جان در هوای او غلط ...

بسم الله الرحمن الرحیم علی‌الاصول، یکی تنگه را رها کرده‌ستمی...

(قسم به اون مشت گره کردهقسم به جون هر چی مرده)علی‌الاصول، یک...

شعر زیبا از بیانات رهبری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط