آی

آی !
اگه قراره بری ؛ زود برو !
نرسه یه روزی که وابسته شدم و نفسام به بودنت بنده ؛ دستام بدون تو سرد و یخ زده س ؛ اسمت توی برق چشمام
میدرخشه بعد بزاری بری !
نرسه یه روزی که ببینمت کنار اون بقیه ی لعنتی ! بهم لبخند بزنی و سرد از کنارم رد شی ! بعدم من از درد سرد بودنت آتیش بگیرم !
نباشه روزی که اون بقیه بیان و با تو بودن و به منی که همیشه کنارتم پز بدن و اسمت و با لقبی که من بهت دادم یدک بکشن ! بیا رو راست باشیم !
تورو جان خودم ؛ اصلا جان خودت که ازش عزیز تر ندارم !
اگه یه روزی و یه جایی ؛ حتی برای یه لحظه ؛ حس کردی از بودنم خسته شدی و داری اذیت میشی ؛ بیا فقد و فقد و فقد به خودم بگو !
اون موقه منم قول میدم بی سر و صدا و آروم از زندگیت بکشم کنار ! اصلا یه جوری میرم که کسی نفهمه بودم !
فقد به اون بقیه که عامل حسودی روز وشبای من بودن نگو ازم بریدی و نتونستی باهام کنار بیای ؛ چون من زخم زبون بشنوم دق میکنم‌ !
پی نوشت : حالا که دورِ دورِ دوریم ؛ انقد توی صورتم امید نپاش ؛ من مطمئنم قبل دیدنت میمیرم و قلبم آرزو به دل به احترام درد نبودنت وایمیسته !
دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر!
خاکستر گداخته را زیر و رو مکن !
دیدار ما تصور یک بی نهایت است !
با یک دگر دو آینه را روبه رو نکن ! ...
#فاضل_نظری🌸
#کیانا_نوشت 🍃💙
سوم مرداد ۹۹ (:
دیدگاه ها (۱۹)

تا حالا از خودت پرسیدی چرا همش سرش درد میکنه ؟💔چرا همیشه آست...

من اشتباه کردم تقصیر من بود اگه عشقمون و جار زدم و حتی یه لح...

صدای جیغ و دادامون کلاس و برداشته بود ! من و اون اکیپ خل و چ...

قدم به قدم این شهر بزرگ و شلوغ را حفظم ! تمامش را گز کرده ام...

p𝑎𝑟𝑡7اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑚 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎ویو یوشا:شب بود که دیدم یه پیر ز...

پارت ²⁹ +( شروع کردم به مرتب کردن اتاق رو تختی رو عوض کردم و...

🌀✒️شرلوک*Sherlock part 1۲ (2)بیمارستان هنوز بوی خون می‌داد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط