‏مردها نمی‌میرند.

‏مردها نمی‌میرند.

تنها از این جهان فانی به سرزمین خوابهای دخترانشان رخت می‌کشند
مثلا پدربزرگ من سالهاست که در رویاها و کابوس‌های هر شب مادرم زندگی میکند
دعوایش میکند، در آغوشش میکشد، به گردش میبردش، میخنداندش... و در این میان بدا به روزگار آن مرد که مُرد و دختری نداشت
دیدگاه ها (۱)

زنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را با ...

بابازنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را ...

بنام پدرزنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی ...

حیفم اومد این شعر را پخش نکنمامیدوارم زیبائی شعر به دلتان بن...

به نام پدرزنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی...

شعری بسیار زیبا تقدیم به همه پدران:زنگ انشاء شد عزیزان ...

زنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را با معلم صحبت از...

زنگ انشاء شد عزریزان دفتر خود وا کنیدساعتی را با...

*زنگ انشاء****زنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط