شبیه مورچه ای زیر پا لگد شده ام

شبیه مورچه ای زیر پا لگد شده ام
و مدتی است که حس می کنم جسد شده ام
برای من که دروغ بزرگتان بودم
سعادتی است که امروز مستند شده ام
من از شبی که به پوچیم طعنه زد شیطان-
به خویش آمدم امروز اگر عدد شده ام
از آن شبی که مسیر خدا دوتا می شد
اسیر حیله ی هر پای نابلد شده ام
شبیه نیمه ی از سایه ی خودم هر شده ام
که دربه در پی آن نیمه می رود شده ام
و مثل سیگاری بعد آنکه دود شدم
به زیر پاشنه ی کفشتان لگد شده ام
من آن ستاره ی تاریک و بی نشان هستم
که در حوالی شهر شما رصد شده ام
مرا به چوبه ی دار درخت ها بستید
به جرم آنکه از این کوچه باغ رد شده ام
دیدگاه ها (۱)

آدم ها را بدون اینکه به وجودشان نیاز داشته باشی دوسـت بـدار ...

سخن بد می رنجانداگرچه پوشش شوخیرا برقامتش بپوشانیو سخن نیک غ...

من از جهان بی تفاوتی حرفها و فکر ها و صدا ها می آیمو این جها...

از قدیم گفتن کسی که رفیقای زیادی داره آخرش تنهاست اما اونی ک...

تاج سلطنتی (The Royal Crown)

Part ۹گرد و غبار غلیظی فضای سالن را پر کرد. آوارِ سقف و دیوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط