#شعر یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود

#شعر یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
توی این شهرقشنگ یه روزی هیچی نبود
دیوارامون گلی بود تلفن هندلی بود
کارامون هردلی بود گازمون کپسولی بود
برقمون چراغ سیمی لامپ هامونم قدیمی
قفل درها خفتی بود یخچالامون نفتی بود
هرچی بود خوش بود دلا بیخیال مشکلا
زیلوهامون شد قالی همه چی دیجیتالی
کابل، فیبر نوری شد همه چی بلوری شد
حالا چشما وا شده اشکنه پیتزا شده
حالا با اون ور آب جوونا با آب و تاب
شب و روز چت میکنند یعنی صحبت میکنند
آب نباتا قند شده پیکانا سمند شده
کوره ده ها راه دارن چوپونا همراه دارن
توی این بگو بخند عصر همراه و سمند
دل خوش سیری چند!!؟
تو کجایی سهراب؟آ
آب را گل کردند،
و چه با دل کردند،
زخمها بر دل عاشق کردند،
خون به چشمان شقایق کردند،
در همین نزدیکی،عشق را دار زدند،
همه جاسایه دیوار زدند،
گفته بودی قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب،
دور خواهم شد ازین شهر غریب!
قایقت جا دارد؟ #فردوس_برین #نوستالژی
دیدگاه ها (۸)

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه ...

یکی بود یکی نبودزیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگیه روزی هیچی نبو...

یکی بود یکی نبودزیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگیه روزی هیچی نبو...

یـکی بود یکی نبودزیر گنبد کبود توی این شهرقشــنگیه روزی هــی...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه ...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه روزی هیچی ن...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه روزی هیچی ن...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه ...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه ...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط