ᏢᎪᏒᏆ 3
ᏢᎪᏒᏆ 3
+حالم بد شد این دیگه چه رفتاری بود!
الان دیگه همه کارکنا رفتن مگه چقدر اون تو بودم؟هیچ کس نبود و من تنها بودم.در تیمارستان هم قفله یعنی واقعا نگفتن من کجام از رامین بعید بود.الان،دقیقا چیکار کنم با این همه اتاق که تو هر کدوم یک قاتل زنجیره ایی یا یک روانی هست؟بنظرم برم پیش بیمار خودم بهتره؛اره همینه!
(رفت در اتاق تهیونگ رو دوباره باز کرد)
-چته باز واسه چی اومدی؟(داد)
+من نیومدم کاری کنم.همه کارکنا رفتن و در تیمارستانم قفله منم کلید ندارم برای همین باید امشبو اینجا بمونم.
-مزاحم(زیر لب گفت ولی داهی فهمید)مزاحمم نشو!
+باشه.
+(دراز میکشه)
-اینجا نوشیدنی دارید؟
+چه نوشدنی؟(تعجب)
-اونجوری نه که(پوزخند)،آبمیوه
+اره،چه طمعی میخوای؟
-اناناس.
+باشه(میره براش میاره)
-ازت کمک میخوام.
+چه کمکی؟
-میخوام از این جا فرار کنم.
+ههه عمرا.تا وقتی من بهشون نگم خوبی نمیزارن بری.
-خب بشون بگو!
+میری ازمایش میدی بعد حقیقت فاش میشه.
-عه!
+حالا بگیر بخواب خستم.
-بلع بله(مسخره)
(فردا صبح)
+افتاب قشنگ روی صورتمه بزور چشمامو باز کردم بدنم درد میکرد بلند شدم دیدم اقا سادیسمی به پنجره نگاه میکنه
-صبح بخیر خانم خابالو(پوزخند)
+درد ایی.
-(خنده)
+(عوضی)خب فک کنم وقت رفتنه.
-خدانگهدار خانوم کوچولو امیدوارم خیلی دیر باهم دیدار کنیم.(پوزخند)(خنده روانی)
+اوم.امیدوارم!
+حالم بد شد این دیگه چه رفتاری بود!
الان دیگه همه کارکنا رفتن مگه چقدر اون تو بودم؟هیچ کس نبود و من تنها بودم.در تیمارستان هم قفله یعنی واقعا نگفتن من کجام از رامین بعید بود.الان،دقیقا چیکار کنم با این همه اتاق که تو هر کدوم یک قاتل زنجیره ایی یا یک روانی هست؟بنظرم برم پیش بیمار خودم بهتره؛اره همینه!
(رفت در اتاق تهیونگ رو دوباره باز کرد)
-چته باز واسه چی اومدی؟(داد)
+من نیومدم کاری کنم.همه کارکنا رفتن و در تیمارستانم قفله منم کلید ندارم برای همین باید امشبو اینجا بمونم.
-مزاحم(زیر لب گفت ولی داهی فهمید)مزاحمم نشو!
+باشه.
+(دراز میکشه)
-اینجا نوشیدنی دارید؟
+چه نوشدنی؟(تعجب)
-اونجوری نه که(پوزخند)،آبمیوه
+اره،چه طمعی میخوای؟
-اناناس.
+باشه(میره براش میاره)
-ازت کمک میخوام.
+چه کمکی؟
-میخوام از این جا فرار کنم.
+ههه عمرا.تا وقتی من بهشون نگم خوبی نمیزارن بری.
-خب بشون بگو!
+میری ازمایش میدی بعد حقیقت فاش میشه.
-عه!
+حالا بگیر بخواب خستم.
-بلع بله(مسخره)
(فردا صبح)
+افتاب قشنگ روی صورتمه بزور چشمامو باز کردم بدنم درد میکرد بلند شدم دیدم اقا سادیسمی به پنجره نگاه میکنه
-صبح بخیر خانم خابالو(پوزخند)
+درد ایی.
-(خنده)
+(عوضی)خب فک کنم وقت رفتنه.
-خدانگهدار خانوم کوچولو امیدوارم خیلی دیر باهم دیدار کنیم.(پوزخند)(خنده روانی)
+اوم.امیدوارم!
- ۱.۴k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط