@Bahaar_e

@Bahaar_e

عاشقش بودم ولی هرگز مرا یاری نکرد
در نبرد با رقیب از من هواداری نکــرد

بر در و دیوار کوبیدم برای بودنش
او برای ماندن خود هیچ اصراری نکرد

اشک چشمم را بگویم؟هیچ ابری تا بحال
از دل خود اینقدَر سیلاب را جاری نکرد

بعد از او آنقدْر غم خوردم وَ نالیدم که هیچ
مادری در سوگ فرزندش چنین زاری نکرد

مثل یک سیگار من را زیر پاهایش فشرد
نه چنین کاری کسی با هیچ سیگاری نکرد

آنچنان ویران شدم از دست او... چنگیز هم
با سمر قند و بخارا این چنین کاری نکرد

پای من نگذار ضعف این غزل،تقصیراوست
طبع شعرم نیز دور از او مرا یاری نکرد...
دیدگاه ها (۷)

عاشقش بودم ولی هرگز مرا یاری نکرددر نبرد با رقیب از من هوادا...

عاشقش بودم ولی هرگز مرا یاری نکرددر نبرد با رقیب از من هوادا...

عاشقش بودم ولی هرگز مرا یاری نکرددر نبرد با رقیب از من هوادا...

عاشقش بودم ولی هرگز مرا یاری نکرددر نبرد با رقیب از من هوادا...

عاشقش بودم ولی هرگز مرا یاری نکرددر نبرد با رقیب از من هوادا...

عاشقش بودم ولی هرگز مرا یاری نکرددر نبرد با رقیب از من هوادا...

عاشقش بودم ولی هرگز مرا یاری نکرددر نبرد با رقیب از من هوادا...

عاشقش بودم ولی هرگز مرا یاری نکرددر نبرد با رقیب از من هوادا...

عاشقش بودم ولی هرگـــز مــرا یاری نکرددر نبـــرد بــا رقیب ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط