کلیمکاشانی

دیدگاه ها (۰)

در پاییز خاطره مست نگاه توبر روی نیمکت تنهاییمی نشینم

عود بدم دود شدم شعله بدم نیست شدممی‌روم از پی آن کز سر خود ز...

من خود ز کجا گویم ای جان و جهانم مقصود من از عشق تو ای گوهر ...

تا چشم تو دیدیم ز دل دست کشیدیمما طاقت تیمار دو بیمار نداریم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط