پارت 23

پارت 23

رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍


که هیون اومد و رفت همه اتاق هارو گذشت و اخرین اتاق که اتاق مهمون بود رو با شتاب باز کرد و اومد سمت ات و ات ترسید و خودشو عقب کشید و هیونجین خیلی ناراحت شد و خیلی اروم ات رو در اغوش خودش گرفت و گفت:

هیونجین: م میدونم که کار اشتباهی کردم بشکنه این دست ایشااله ببخشید باهات سرد ببخشید که بهت سخت گرفتم ملکه قلبم جون میدن واست خوشگل من جوجو من.( بغض )

ات بک نگاه مرد به هیونجین و. هیچی نگفت و دست گذاشت روی لپش و منظور ات این بود که هنوز درد میکنه که هیونجین یک بوسه عمیق به لپ ات زد و محکمتر بغلش مرد و برد رو کاناپه تو حال گذاشت و همینجوری که روی پاهاش گذاشته بود ات رو سره ات رو بوسید و گفت:

هیونحین: دوستت دارم عشقم منو ببخش 🥺

ات: ولی... مکث

هیونجین: ولی چی. قلبم؟

ات: ازت ناراحتم که سیلی بهم زدی

هیونجین: اخ من فدات شم ببخشید الهی دستم بشکنه. ات لطفا منو ببخش دیگه تکرار نمیشه .

ات: باشه میبخشیم ( بوسید هیونو )

(هیون هم بوسیدش )

هیونجین : قربونت بشم من

ات: ( لبخند )

بعد اونا یک شب خوب باهم داشتند تا فردا مدرسه.

.


پایان پارت 🩷
دیدگاه ها (۹)

پارت 22 رمان عشق مدرسه ای و هیونجین وقتی به خونه رسید ات رو ...

.پارت 23 ویو ات و هیون داخل مدرسه: ات: اخیش بلاخره رسیدیم مد...

پارت 9رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ویو نویسنده:صبح شده بود و هیون زودت...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

پارت 27 رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح مدرسه: هیون زودتر از ...

پارت 7رمان ✨عشق مدرسه ای✨ هیونجین: باشه گلم 🎀فیلم ترسناک رو...

پارت 11 رمان 🎀عشق مدرسه ای🎀که لیسا گفت: لیسا: اه اقای هوانگ ...

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط