فرشتگان ازخدا پرسیدند:

فرشتگان ازخدا پرسیدند:
بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری، غم را دیگر چرا آفریدی؟
خداوند گفت: غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوق را من خوب می‌شناسم، تا غمگین نباشند یاد خالق نمی‌کنند...
پروردگارا تو تکراری ترین حضور روزگار منی
و من عجیب به آغوش تو از آن سوی فاصله ها
خو گرفته ام
همیشه دلتنگی ام را در دریای آغوش تو ریختم
عجیب این دریا معجزه می کند !
تمام غم ها را می بلعد و باز آرام آرام است
دریای لاجوردی من , خدای من
دوستت دارم …
دیدگاه ها (۱)

در همه وقایع رحمت و لطف الهی و هدف خاصی نهفته است , هر کس خو...

یک دانه بذر میلیون ها دانه را با خود دارد! آیا وفور و غنای ه...

از جان من آغوش تب دارت چه میخواهد ؟ خط ِ دو ابروی ِ قلمکارت ...

همه می پرسند: چیست در زمزمه مبهم آب چیست در همهمه دلکش برگ چ...

فرشتگان از خداوند پرسیدند:خدایا تو که بشر را آنقدر دوست داری...

از خداوند پرسیدند :خدایا تو که بشر را آنقدر دوست داری چرا غم...

فرشتگان ازخدا پرسیدند:بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست دا...

فرشتگان ازخدا پرسیدند:بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست دا...

همیشه دلتنگی ام را در دریای آغوش تو ریختم ، عجیب این دریا مع...

همیشه دلتنگی ام را در دریای آغوش تو ریختم ،عجیب این دریا معج...

فرشتگان ازخدا پرسیدند توکه بشر را اینقدر دوست داری ،غم را چر...

بارالها: همیشه دلتنگی‌ام را در دریای آغوش تو ریختم، عجیب این...

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند ...پروردگارا ...تو که بشر را این...

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند ...پروردگارا ...تو که بشر را این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط