اون، خودش اومد..

اون، خودش اومد..
و همونجوری که اومد..نابودم کرد..
دازای.. بهت فرصت دادم.. گفتم اگه میخای برگردی برگرد.. ازت خواهش کردم.. ولی قبولش نکردی.. چند بار هم برگشتی ولی دوباره بهم خیانت کردی..
ولی الان چی؟
الان اومدی پیویم و میگی برمیگردی؟ میگی دوباره باهم باشیم؟
ولی دازای.. الان دیگه دیره..
معذرت میخام..
نتونستم عاشقت باشم..
بابت همچی ازت معذرت میخام..
همیشه بهت یه فرصت دیگه دادم.. ولی همیشه تر زدی توش.. بازم بهت اعتماد کردم و دوباره بهت فرصت دادم... ولی بدتر بهم ضربه زدی..
میدونم نتونستم اونی باشم که میخاستی.. نتونستم شبیه اون دختر برات خاص باشم.. ولی ..من تورو همونجوری که بودی دوستت داشتم من تورو از ته دلم دوستت داشتم...
واقعا.. الان دیره..دیره دازای..
من دیگه وجود ندارم:))
منه واقعیم خیلی وقته مرده.. قول داده بودی برام لیلیوم بیاری.. الان میاری؟ میشه برام لیلیوم بیاری؟ میشه برای اولین بار گل بگیرم؟ میشه بیای پیشم عشقم؟
میشه؟
میشه بیای سر قبرم؟ قول میدی بیای؟
میشه دیگه تنهام نذاری؟ هوم؟ میشه؟
قول میدم وقتی اومدی بغلت کنم با اینکه نیستم.. قول میدم.. منم تورو تنها نذارم و همیشه کنارت باشم..
قوله قول باشه؟
و معذرت میخام که ..به این زودی مردم:))
چون میخاستم ببرمت ژاپن.. میخاستم..
میخاستم.. به آرزوهات برسونمت..
برات.. انگشتر گرفته بودم..
اره انگشتر.. و اون یکیش تو دست خودمه.. و اون دستبندی که بهم دادی.. از اون سال تا الان تو دستمه و همیشه هم میمونه.. حتی اگه زیر خاک باشم.. بازم تو دستم میمونه..
بابت همچی ازت ممنونم..
دخترم..میدونی که خیلی دوستت دارم.. پس بعد من..اگه عاشق هم شدی عاشق کسی شو که هیچوقت ولت نکنه باشه؟ باشه دازای کوچولوم؟
مرثی.. هیچوقت فراموشت نمیکنم ستاره ی خوشگلم:))
دیدگاه ها (۰)

دازای.. پیدات کردم پیشی کوچولوم:))چقدر نازی خودایاااااا.. می...

دازای..اگه برام ۴۰۰ تا بستنی و ۱۰۰ تا شکلات بگیری باهات آشتی...

آدما اومدن که برن؛*ولی تو گوه میخوری بری...!*

نمیتونم ؛ میفهمی ؟

در زدم که درو باز کرد_ ات... خو...خوشگل من لطفا به حرفام گوش...

چقدر زود داره میگذره از اون روز هایی که رفتی از پیشمون از او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط