دختر آب

دختر آب
پارت پنج
اهم....
من بلد نیستم بازی فوتبال رو توضیح بدم پس فقط ام آره دیگه
از دید میزو
اهم... آمم...اون یارو که اسمش بارو هست ،
5 تا گل زد.
منم سه‌تا گل زدم
اون یارو ایساگی توپ دستشه الان.
میده به مو نارنجی
اون گل میزنه
رایچی با ایساگی دست به یقه میشه. بعد میریم رختکن
ایگو برامون میگه چگونه از 0 بریم به 1
و دیگه تمام
رفتیم پیش به سوی غذا
باچیرا :خب میزوکی، راستی میخوای چی بگیری؟با امتیاز گل هات؟
من:چی؟
باچیرا :هر گل یه امتیاز داره. با یه امتیاز میتونی استیک بگیری.
من:به گوشت استیک حساسیت دارم. دیگه چی داره؟
باچیرا :واقعا؟ چه عجیب
من :خب من وقتی به دنیا اومدم با کلی مریضی به دنیا اومدم. کلی حساسیت و چند مریضی مادرزادی. سر همین مادرم موقع به دنیا اومدن من فوت کرد
باچیرا :اوه... متاسفم..
من:نه بابا. عیب نداره. خب دیگه چی میتونم بگیرم.
باچیرا :ام.. میتونی جمع کنی 10 تا بشه. میشه یه روز بیرون بلولاک.
من:قطعا این نه
باچیرا :میتونی سه تا بدی. که تو دقیقا سه تا داری. و گوشیتو بگیری.
چشام برق زد :واقعاااا؟کجا ؟کجا باید بگیرم؟؟؟
باچیرا نشانم داد
و سه امتیاز ام را سوزوندم
گوشی خوشگلممممم.
بریم کالاف بازی کنیم
وایسا. قسمت جدید اون انیمه اومده.
بلهه
بریم ببینیمممم
(چقدر خر ذوق شده. البته منم بودم خر ذوق میشدم )
دیدگاه ها (۴)

رسما بدبختمچهار تا فن فیک دارم مینویسممممچه بدبختی هستم

یکی گفته بود بزارممیگم کسی اینو نسخه جوجوتسو یا اوشی نوکو یا...

اسم :ساکورا فامیل:تومیوکا جنسیت:مونثسن:15اخلاق :مهربون. شجاع...

فوتبالی که حاصل یک عشق شد( پارت چهارم )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط