«درخواستی»

«درخواستی»

رمان «عطر باران و لبخند تو»

پارت ۲: صندلی کنار پنجره
ا.ت در کلاس، صندلی خالی کنار پنجره را انتخاب کرد. چند دقیقه بعد تهیونگ وارد شد و با آرامش در صندلی کناری نشست. بوی عطر ملایمش با هوای بارانی کلاس آمیخته بود. ا.ت تلاش کرد به دفترش نگاه کند، اما تصویر لبخند تهیونگ مدام در ذهنش تکرار می‌شد.
دیدگاه ها (۵)

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۳: دفتر طراحیتهیو...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۴: گروه تحقیقمعلم...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۱: دانش‌آموز تازه...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۷: وعده طلاییجونگ‌کوک ...

نام: قرارداد نفرتPart:³⁶چند ساعت بعد...همه وسایلشون رو داخل ...

سناریو 🪽 ✨ « وقتی همسرشون هستی و صبح میری که بیدارشون کنی » ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط