یونا خواهش می کنم

یونا: خواهش می کنم
گوشی یونا زنگ خورد

جک: رئیس آقای سوهو حمله کردن چیکار کنیم
یونا: سریع ماشین ها رو آماده کن سریع به لوکیشنی که میفرستم بیا
جک: چشم ۱۰ دقیقه دیگه میام

یونا: من کاری واسم پیش اومده باید برم
جونگ کوک: منم میام
یونا: نمی ترسی
جونگ کوک: نه
یونا: پس برو آماده شو
جونگ کوک: الان

۱۰دقیقه بعد

جونگ کوک: پس کی میریم

یونا: اومد بریم

داخل ماشین

جونگ کوک: یکم سرعتت رو کم کن
یونا: می ترسی
جونگ کوک: نه نمیترسم
یونا: سرعت ماشین رو بالا بردم انگار می ترسید دوباره سرعتم رو بیشتر کردم
جونگ کوک: گوه خوردم من می ترسم
یونا: پس اعتراف کردی که می ترسی باشه سرعت روکم میکنم

۱۰مین بعد رسیدن وسط خیابون بودن
.. ـ.........

حمایت فراموش نشه 💖🥰🙂
دیدگاه ها (۰)

جونگ کوک: یونا تو خیلی با حالی یونا: ممنون جونگ کوک: راستی خ...

ادامه داستان داخل مدرسه جیمین: سلام یونا: سلام جیمین: ام من ...

یونا ویو مدرسه تموم شد ماهم رفتیم خونه جونگ کوک جونگ کوک: خب...

صبح یونا ویو صبح بیدار شدم دیدم جونگ کوک بغلم کرده جیغ زدم ج...

سه پارتی Part: 2آخی از لب های لارا خارج شد جونگ کوک : چی شده...

وقتی بچدار نمیشدی پارت3:سمت آیفون رفتم دیدم جونگ کوک در رو ب...

پارت 3یونا رفتم خونه یه دوش گرفتم اومدم ساعت9:30 بود رفتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط