توبگوعشقسیاهجهنمی

#تو.بگو.عشق.سیاه.جهنمی

#پارت‌۱

دیانا:نیکا خبری نشد ؟

نیکا:نه اینا همشون مدرک می خوان مام که فقط

دیپلوم داریم

دیانا:آره لامصب

دیدم گوشیم داره زنگ میخوره

دیدم عسله

جونم‌عسل

عسل:دیانا مژده بده

براتون یه کار پیدا کردم

دیانا:کجا؟مثل تو و مهدیس منشی دکتر

عسل:نه جونم تو ی خونه

دیانا:اها خب‌

آدرس و اینا رو بده من و نیکا بریم ببینم چی

میگه

عسل:باشه

ادرسش:.......

دیانا:مرسییی

ماجرا رو برای نیکا تعریف کردم و پاشدیم

حاضر شدیم

اسنپ گرفتیم و به سمت خونه حرکت کردیم

رسیدیم پول اسنپ و حساب کردیم

چه خونه ی بزرگیه نیکا

نیکا:خونه؟فک کنم قصره

رفتیم زنگ‌ زدیم که در و باز کردن

رفتیم داخل

چه حیاطی داشت

گل کاری بود و کلی م درخت و این چیزا

داشت

یه جاش هم میز و صندلی بود و

یه حوض سنگی قشنگ هم داشت

به سمت در ورودی رفتیم

و وارد شدیم

که ...


ادامه دارد....

اصکی ممنوع⛔
دیدگاه ها (۴)

#ط.بگو.عشق.سیاه.جهنمی#پارت۲دیانا:که دیدم یه خانمه اومد جلو س...

#ط.بگو.عشق.سیاه.جهنمی#پارت‌۳سحر:فردا زود تر بیاین مهمون داار...

پارت ۱ امشب میزارم:-) ♥

کپشن مهم:اون رمان تموم شد یک رمانم جدید ولی متفاوت میخام شرو...

جیمین فیک زندگی پارت ۸۱#

پارت 2. خیانت

رمان بغلی من پارت ۱۳۰و۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳دیانا: قرار بود بریم یه سری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط