خـونـاشــآمـ‌تــرسنــآکـ‌مــن

خـونـاشــآمـ‌تــرسنــآکـ‌مــن
پارت⁷
معلم ـ بچها امروز برمیگردیم به خونه‌هامون
همه ـ نههههههه
هاری ـ ایولللل
ات ـ گوه نخورر
هاری ـ چشم..
*مثلا رسیدن خونه*
(راستی پیشیا این فیکو خیلی زود میخام تموم کنم، ی لیده ی فیک اومده ب ذهنم اصن جوننننن...اوو راستی اول باید فیک یونگیو تموم کنم اینم کلی ایده دارم براش اصن ژانننننننن)
ات ـ اخیشش خسته شدممممم، هاری امروز بیا خونمون
هاری ـ باشه
ات ـ بدو بریممم لتس‌گووو
*رفتن خونه*(گشادی..)
ات ـ جونگکوک؟
جونگکوک ـ سیلام خاعر گلمم
ات ـ چیشده؟ چرا انقد مهربونی؟ راستی مهمون داریم
جونگکوک ـ هیچی...عه کیه؟
ات ـ هاریییییییییی
جونگکوک ـ منم ی مهمون دارم
ات ـ حتما اون دوستت توی...عااا تهیونگ؟*نمیخاست بگه کلبه رو*
جونگکوک ـ درسته!
ات ـ اها....
⁴ساعت بعد
هاری ـ ات مامانم گفت برم خونه..
ات ـ اوکی بای..
*مثلا هاری رفت*
ات ـ جونگکوک...و همینطور تهیونگ بیاین اینجا
کوک ـ بله؟
تهیونگ ـ چیه؟
ات ـ نگا کن..تو گفتی شاید دورگه ام...بعدش گفتی نس شیشمم بالاعه...ولی تونستی خونمو بخوری...
کوک ـ خون ات رو خوردی؟
تهیونگ ـ اره...
ات ـ بهم بگو کوک..مامانو بابا خوناشامن؟
کوک ـ مامان خوناشامه بابا انسانه..ولی بابا ی قدرت ماورایی داره...فک کنم تو اونو ب ارث بردی
ات ـ خب...پس من از شما فاصله میگیرم
تهیونگ ـ چرا؟
ات ـ ممکنه منو بکشین..
کوک ـ راستی هاری انسانه دیگه؟
ات ـ فکرشم نکن عمرا اونو بدم بهت! برای خودمه*زبون درازی*
کوک ـ ای سوسک کثیف!
ات ـ مرض القمبور!
کوک ـ چی؟
ات ـ نمیدونم..
تهیونگ ـ من میرم بالا..
ات ـ اتاق من نریاااا*داد*
تهیونگ ـ چشم..
ــــ
حیمایت؟
دیدگاه ها (۲۱)

پیشیا ایدی ی چنتا پیج ک کلی فیک دارنو بهم بگینننفیکام ته کشی...

خـونـاشــآمـ‌تــرسنـــآکـ‌مـــنپارت⁸تهیونگ‌ویوات گفت نرم اتا...

خـونـاشــآمـ‌تــرسنــآکـ‌مــنپارت⁶ات ـ... تهیونگ ـ.... تق ت...

خـونـاشــآمـ‌تــرسنــآکـ‌مــنپارت⁵تهیونگ‌ویوبوی خونش مست کنن...

سرنوشت من part3ات:باشه ...《لبخند》جونگ کوک: پس من برم لباسام ...

Part 9چند ثانیه گذشت جونگ کوک گفت+ چه شرطی ؟؟- کمکم کن قاتل ...

اسم فیک: اون واسه منه p56تهیونگ: جوننگگکوووکککجونگکوک: چیه خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط