وان شات

وان شات
چانمین


امروز مثل تمام روز های قبل دبیرستان هان‌ریم دوباره رو هوا بود.

کریس کتابشو کوبید رو میز.
«سونگ‌مین یه بار دیگه اسممو بیاری، قول میدم خودم دفنت کنم.»

سونگ‌مین آروم سرشو کج کرد، اون لبخند رو مخش نشست گوشه لبش.
«تو؟ با این اعصابی که هر پنج دقیقه قفل می‌کنه؟ جمع کن بابا.»

بچه‌ها سریع کنار رفتن. این دوتا اگه تو یه راهرو جا می‌شدن، بقیه یا باید فرار می‌کردن یا وصیت‌نامه می‌نوشتن.
شونه به شونه، هل دادن، تیکه انداختن.
«فکر نکن چون قدت بلنده می‌تونی بالا سرم وایسی.»
«تو هم فکر نکن چون زبونت درازه ی تهدید به حساب میای.»

دست تو یقه. نگاه تو نگاه. نفس‌های تند.
و بعد-

درِ سرویس بهداشتی با یه تق تق محکم بسته شد.

یکی از دانش آموز ها از بیرون با تعلل زمزمه کرد: «این دفعه دیگه جدی بود، اینا امروز همو می‌کُشن.»

چند ثانیه سکوت. صدای شیر آب. بعد یه صدای برخورد به دیوار.
اما خبری از مشت نبود.

کریس سونگ‌مین رو چسبوند به کاشی سرد. همون اخم، همون برق خطرناک تو چشماش… فقط فاصله صفر شده بود.
لب‌هاشون با همون شدتی که سر هم داد می‌زدن، حالا بی‌صدا قفل شد. نفس تو نفس. انگار تمام اون جنگ جلوی بقیه فقط نقش بازی کردن بود.

زنگ خورد.

سونگ‌مین یقه‌ی کریس رو صاف کرد، انگار نه انگار پنج دقیقه پیش داشتن خون همو می‌ریختن. بعد خم شد کنار گوشش و خیلی آروم گفت:

«زنگ آخر دعوا رو ادامه می‌دیم عزیزم....این دفعه درو قفل کن، خب؟»

#chanmin
#channie
#Christopher
#seungmo
#seungmin
#چانمین
دیدگاه ها (۷)

چند پارتی درخواستی

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

بهار بدون تو

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۹: چای داغ و دل داغ‌ترجونگ‌کوک انگار فقط ...

### پارت ۳: سایه‌ای در اتاقِ خواب (ورود به حریمِ ممنوعه)فکر ...

Why Did I Fall in Love with You?P⁶شب مهمونی بالاخره رسید.+وا...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

اگه دوست پسرمون باشن

پارت: 14 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین نگاهم کرد. می‌دونستم ک...

اسم فیک: عشق اجباری منپارت: بیست و چهارم"ویو مین جی"دستم رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط