ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشت

ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشت
یا ناله من در دل سنگت اثری داشت

یا شام فراقت ز پی خود سحری داشت
یا نرگس مخمور تو بر من نظری داشت

ترسم نشوی با خبر از حال دل من
تا سوسن و سنبل به در آید ز گِلِ من

هر کس که تو را دید ز خود کرد فراموش
هر کس که لبت دید شد از غیر تو خاموش

ایکاش شبی تنگ در آغوش تو باشم
می از کف تو گیرم و مدهوش تو باشم

ای ماهِ من، آه از تو، به عاشق نظری کن
ای آهِ من، آه از تو به قلبش اثری کن
دیدگاه ها (۲)

دوست دارم غزلت باشم و باشی بغلمشعر اذان بوسه به لبهای تو خیر...

بر مزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهدناله هایت بوی عشق و بوی ب...

تو اگر خنده کنی دل ضربان می گیردطلب بوسه از آن غنچه دهان می ...

خلوت نشین خاطر دیوانه ی منیافسونگری و گرمی افسانه ی منیبودیم...

منو ببخش کوچولو …بعد از یک حموم دلنشین ، به همراه فنجونی قهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط