🕊

🕊
دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

پاشنه ی کفش فرار و ور کشید
آستین همت و بالا زد و رفت

یه دفه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شیشه ی فردا زد و رفت

حیوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن
خودش و تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش میخواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت

دنبال کلید خوشبختی می‌گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت

#محمدعلی_بهمنی



#خاص
دیدگاه ها (۲)

دغدغهء روزمره ام ، بودن توست !نفس کشیدنت ..ایستادنت ..خندیدن...

#خاص

مردم اینجا چقدر مهربانند ...!دیدند کفش ندارم ، برایم پاپوش د...

ﺷﺎﻣﻠﻮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :ﺑﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﯽ ...ﺍﻭ ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب²⁴برای یه لحظه قلبم از تپیدن وایساد.بچه...

پارت ۲۹دوباره اوضاع برای ساسکه تبدیل به جهنم متحرک شد.او قرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط