تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

🌱

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

مادرم بعد تو هی حال مرا می‌پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرایندش را

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را...

👤 کاظم بهمنی
دیدگاه ها (۱)

کارم شده درگیر کنم بین دو چشمتافسردگیِ مطلقِ هر ثانیه ام را ...

دِلَـــم‌گِـرفـــِـتــــــہ‌..نِمـیـتۅنـَم‌ کٰـارے ‌کُنَم..غ...

اینجاسرزمین مجازیست...شلوغ ترین سرزمین تنهایی!!

یه نفر ازم پرسید:"نقطه ضعفت چیه؟"جواب دادم: "من حساسم. کوچک‌...

#دو_دختر_در_یک_نقاب#پارت2هواپیما درحال بلند شدن است لطفعا کم...

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ "قلب تسخیر شده"𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟏𝟐بعد از آن‌که ابلیس در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط