سر چشمانش کجا این غوغا بود

سر چشمانش کجا این غوغا بود
عطش دل را گر شراب چاره بود

#امیرعلی_قربانی

@chekamehaibaran
دیدگاه ها (۱۴)

چون پیری در نفسهای اخرلحظه های با تو بودن راچنگ بر عقربه ها ...

#بانودر سر این قلمهاشور از تو نوشتن استان قلم خاموشفرزند نا ...

تدبیر ی ندارمبرای جای خالی ات"ما "تقدیری است که تنها در قا...

مگر اب اتش را خاموش نمی کندپس چرا ؟؟باران: اتش این عشق راشعل...

به بستانی که گل و شبنم در آغوش نسیم و یار در آغوشِ دلدار، جا...

همان گل برفک های یار ام قند و عسل استآن یارک کولابی مهرش دیگ...

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر راجهل باشد با جوانان پن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط